ساعت : ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

طبق روال همه ساله مراسم راهپیمایی روز22بهمن همزمان با سراسر کشور در روستای ارشت برگزار گردید .شرکت کنندگان در راهپیمایی پس از اتمام مراسم راهپیمایی در مراسم جشن دیگری که همه ساله بعد از ظهر روز 22بهمن در روستای ارشت برگزار می گردد شرکت نمودند.گزارش این مراسم در بخش خبری ساعت22از شبکه اشراق پخش شد.

 

مراسم جشن کوچکی نیز توسط دانش آموزان ومعلمین در دبستان شهید نادر استجلو ارشت برگزار گردید.

عکس های مراسم راهپیمایی وجشن انقلاب 1391در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.


:: برچسب‌ها: اخبار روستای ارشت, پایگاه مقاومت حضرت علی اصغر(ع)ارشت
 



گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند.
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
ساعت : ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند!

گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند!

گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند!

به گزارش گروه خبر بروزترین ها تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

تهمت آثار شومى هم براى تهمت زننده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد که مى توان آن ها را در دو عنوان ذیل جاى داد:

۱ – پیامد تهمت بر بعد معنوى انسان

در روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این باره آمده است :

اذا اتهم المۆ من اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء(۱).

آن گاه که مۆ من به برادر مۆ منش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب مى شود.

همان طور که از این روایت بر مى آید، تهمت موجب از بین رفتن ایمان مۆ من مى شود.

در توضیح این مطلب باید گفت که بسیارى از اعمال انسان بر ایمان او تاثیر مى گذارد. همچنین درباره این اعمال ، دو حالت “انجام ” و “ترک” وجود دارد که هر دو حالت ، در بعد ایمانى او موثر است . ترک واجبات از سویى و انجام گناهان از سوى دیگر، ایمان انسان را ضعیف مى کند. “ترک واجب”و “انجام حرام ” را مى توان دو گونه از کفر عملى به شمار آورد که “انجام حرام ” شامل “تهمت ” هم مى شود و ضعف و نابودى ایمان را در پى دارد.

۲ – پیامد تهمت بر روابط انسانى

تهمت مایه نابودى حریم برادرى و روابط انسانى میان افراد جامعه بشرى است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمینان را فراهم مى سازد:

امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:

من اتهم اخاه فى دینه فلا حرمه بینهما(۲).

کسى که برادر دینى اش را متهم کند [= به او تهمت بزند]، بینشان حرمتى وجود ندارد.

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند
منظور از کلمه “فى دینه ” در جمله من اتهم اخاه فى دینه چه تهمت زدن به”برادر ایمانى” باشد، به این صورت که کلمه “فى دینه”را صفتى براى کلمه “اخاه” بدانیم و چه متهم کردن او در امور دینى باشد، تفاوتى در ثمره زشت تهمت پدید نمى آید؛ چرا که دین الاهى مانند ریسمانى است که همه به آن چنگ مى زنند و در اثر توسل به آن با هم رابطه برادرى ایمانى برقرار مى کنند که این پیوند از پیوند نسبى و سببى بسیار محکم تر است . با تهمت زدن به برادر یا خواهر دینى ، این رابطه محکم قطع مى شود.

انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد.

با بررسى این مساءله در جامعه ، مشاهده مى شود که افرادى براى رسیدن به اهدافى شیطانى مى کوشند دیگران را مورد “تهمت” و “بهتان”قرار دهند؛ ولى در نهایت امر، به ذلت و بیچارگى کشیده خواهند شد.
موضع ابلیس در برابر تهمت و بهتان
تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه مى فرماید:

من روى على مۆ من روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایه الشیطان ، فلا یقبله الشیطان (۳).

اگر کسى سخنى را بر ضد مۆ منى نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد.

انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد
راه هاى درمان تهمت
پاک ساختن زبان از آفت تهمت ، با کوششى مداوم میسر خواهد بود.

درمان این بیمارى را باید با اندیشه و دقت در پیامدهاى زشت و نازیباى آن آغاز کرد؛ سپس به یادآورى مستمر آن ها پرداخت که : «فان الذکرى تنفع المومنین» (۴)

یادآورى پیامدهاى تهمت ، تنفر و انزجار قلبى انسان از این رفتار زشت و پلید را در پى خواهد داشت و بدیهى است که تمام حرکات درونى و برونى انسان ، بر پایه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزیدن” انجام مى گیرد؛ از این رو مى باید در صدد ایجاد و تقویت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوى ترک آن گام برداشت . همچنین باید به ارزش و عظمت آبروى دیگران اندیشید تا به سادگى به سمت تخریب آن گام برداشت .

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن (۵) دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند. تقویت حسن ظن و حمل رفتار دیگران بر وجه نیکو، راه دیگرى براى درمان این بیمارى نابود کننده است .

منبع :

تبیان

کتاب اخلاق الهى ، جلد چهارم ، آفات زبان استاد آیت الله مجتبى تهرانى (ره)


:: برچسب‌ها: نکات اخلاقی



ساعت : ٢:٥٦ ‎ب.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

آغاز دهه فجر را برهمه ایرانیان تبریک عرض می نماییم.

دهه فجر مبارک


:: برچسب‌ها: تبریک



ساعت : ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

             

اتفاقات واقع شده در هنگام ولادت پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ در هفدهم ربیع  الاول[1] و در سالی که اصحاب فیل برای خراب کردن کعبه معظّمه وارد مکّه شدند به  دنیا آمد[2] و در هنگام ولادت آن حضرت معجزات و اتّفاقاتی به وقوع پیوست که به آنها  اشاره می‌شود: 
از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده است که ابلیس به هفت  آسمان می‌رفت و خبرهای سماویّه را می‌شنید، وقتی که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ  متولّد شد او را از سه آسمان منع کردند و چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ  متولّد شد او را از همة آسمانها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای  آسمان راندند، پس قریش گفتند: حتماً وقت تمام شدن دنیا و آمدن قیامت است که اهل  کتاب (یهود و نصاری) ذکر می‌کردند و ما شنیدیم، عمرو بن امیه که داناترین اهل  جاهلیّت بود گفت: نگاه کنید به ستاره‌های معروف که مردم با آنها زمانهای زمستان و  تابستان را می‌شناسند اگر یکی از آنها بیفتد، بدانید وقت آن است که همة خلایق هلاک  شوند و اگر آنها به حال خود و ستاره‌های دیگر ظاهر شوند پس امر غریبی اتّفاق خواهد  افتاد.[3] وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد، دیوها رانده شدند  و مردم را زمین لرزه ای فرا گرفت که به همه جای دنیا رسید تا آنجا که کلیسا ها  ویران گشت و چیزی که جز خدا پرستش می‌شد از جای خود کنده شد و ستارگانی هویدا گشت  که پیش از آن دیده نمی‌شد و کاهنان یهود از آن در شگفت ماندند.[4] ایوان کسری  بلرزید و چهار کنگره آن افتاد و آتشکدة فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب  خاموش شد و داناترین علمای مجوس در آن شب در خواب دید که شترانی عربی اسبانی سرکش  را می‌کشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ایشان شدند،[5] و طاق کسری از میانش شکست  و دو حصّه 
شد و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاری گردید و نوری در آن شب از طرف  حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید و پرواز کرد تا به مشرق رسید، هر بتی که در هر  جای عالم بود بر رو افتادند و دریاچه ساوه که سالها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و  خشک شد و وادی سماوه که سال ها بود کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.[6] و  تخت هر پادشاهی در آن صبح سرنگون شده بود و جمیع پادشاهان در آن روز لال بودند و  سخن نمی‌توانستند بگویند و علم کاهنان ـ پیشگویان ـ برطرف شد و سحر ساحران باطل شد  وهر کاهن و پیش گوئی که بود میان او و همزادی که داشت و خبر ها را به او می‌داد  جدایی افتاد و قریش در میان عرب بزرگ شدند و ایشان را آل الله گفتند، چونکه آنان در  خانة خدا بودند.[7] و آمنه مادر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت: که چون  پسرم بر زمین رسید دست ها را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف  نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور قصرهای شام  را دیدم و در میان آن روشنی صدایی شنیدم که قائلی ـ گوینده‌ای ـ می‌گفت: زاییدی بهترین مردم را، پس نام او را محمّد بگذار.[8] از حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است؛ که چون آن حضرت متولّد شد بت ها که بر کعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند و چون شام شد این ندا از آسمان رسید که: جاءَ الحق و زهق الباطل إنَّ الباطل کان زهوقا؛[9] حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابود شدنی است.[10] و جمیع دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخی و درختی خندید و آنچه در آسمانها و زمین ها بود تسبیح خدا گفتند و شیطان گریخت و می‌گفت: بهترین امّتها و بهترین خلایق  و گرامی ترین بندگان و بزرگ ترین عالمیان محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ است.[11] مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج از امام موسی ـ علیه السلام ـ روایت کرده است که  چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مادر متولد شد، دست چپ را بر زمین  گذاشت و دست راست را به سوی آسمان کرد و لبهای خود را به توحید به حرکت آورد و از  دهان مبارکش نوری ساطع شد که اهل مکّه قصرهای بصری و اطراف آن را که از شام است  دیدند و قصرهای سرخ یمن و نواحی آن را و قصرهای سفید اصطخر فارس و حوالی آن را دیدند و در شب ولادت آن حضرت دنیا روشن شد تا آن که جنّ و انس و شیاطین ترسیدند و گفتند در زمین امر غریبی رُخ داده است. ملائکه را دیدند که فرود می‌آمدند و بالا می‌رفتند و تسبیح و تقدیس خدا می‌کردند و ستاره ها به حرکت آمدند و در میان هوا می‌ریختند.[12] و در آن وقت شیطان در میان اولاد خود فریاد کرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را آشفته ساخته است ای سیّد ما، گفت: وای بر شما از اول شب  تا حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می‌یابم و باید که حادثه عظیمی در زمین واقع  شده باشد که تا عیسی به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است، پس بروید و جستجو  کنید که چه امر غریبی حادث شده است، پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند  چیزی نیافتیم، ابلیس بزرگ شیطانها گفت که دانستن این، کار من است، پس جستجو کرد در  تمام دنیا تا به حرم رسید، دید ملائکه اطراف حرم را فرو گرفته اند، چون خواست که  داخل شود ملائکه بر او بانگ زدند و او برگشت؛ پس کوچک شد مانند گنجشکی و از جانب  کوه حری داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون، گفت: ای جبرئیل یک سوال از تو  می‌کنم، بگو امشب در زمین چه اتّفاقی افتاده است، جبرئیل گفت: محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ که بهترین پیغمبران است امشب متولّد شده است، پرسید که آیا مرا در او بهره ای هست؟ گفت: نه، پرسید آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.[13] 

معرفی منابع، جهت مطالعه بیشتر: 
1ـ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، جلد 1. 
2ـ حیوة القلوب، تاریخ پیامبر اسلام، علّامه محمّد باقر مجلسی، جلد 3. 
3ـ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه دکتر آیتی.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . شیخ کلینی، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، 1389، جلد 1، صفحه 439، و مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، الطبعه الثانیة، الوفاء، لبنان، بیروت، 1403 هجری، جلد 15، صفحه 348. 
[2] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نهم، تهران، 1382، جلد 1، صفحه 358. 
[3] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، مناقب، قم، انتشارات علامه، بی تا، جلد 1، صفحه 31؛ و مجلسی، علامه محمد باقر، پیشین، جلد 15، صفحه 257. 
[4] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، پیشین، جلد 1، صفحه 359. 
[5] . ابن کثیر،  ابوالفداء الحافظ، البدایة و النهایه، بیروت، مکتبة المعارف، 1410 هجری، جلد 2،  صفحه 268؛ و مجلسی، علّامه محمّد باقر، پیشین، جلد 15، صفحه 257 ؛ و یعقوبی، احمد  ابن اسحاق، پیشین، جلد 1، صفحه 359. 
[6] . ابی کثیر، ابوالفداء الحافظ، پیشین،  جلد 2، صفحه 268 و 269؛ و مجلسی، علامه محمد باقر، پیشین، جلد 15، صفحه 257 و 258. 
[7] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، پیشین، جلد 1، صفحه 30. 
[8] . ابن  هشام، سیره النبویه، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، جلد 1، صفحه 166. 
[9] . سوره اسراء، آیه 81. 
[10] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، پیشین، جلد 1، صفحه 31، و علّامه محمد باقر مجلسی، پیشین، جلد 15، صفحه 274. 
[11] . مجلسی، علّامه محمّد باقر، حیاة القلوب، تحقیق: سید علی امامیان ، چاپ چهارم، قم: 
انتشارات  سرور، 1382، جلد 3، صفحه 141؛ و مجلسی، محمّد باقر، بحار الانوار، پیشین، جلد 15،  صفحه 274. 
[12] . مجلسی، علّامه محمّد باقر، پیشین، جلد 15، صفحه 275 و 274. 
[13] . راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، التحقیق: مؤسسة الامام المهدی،قم، جلد 1، صفحه 69-71. و مجلسی، محمّد باقر، بحارالانوار، پیشین، جلد 15، صفحه 257.

برمحمد و آل محمد صلوات

برگرفته ازwww.askdin.com/thread1055.

:: برچسب‌ها:



ساعت : ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات … بر جان و دل صبور مهدی صلوات …

تا امر فرج شود مهیا بفرست … بهر فرج و ظهور مهدی صلوات…

 


:: برچسب‌ها: اخبار روستای ارشت, تبریک



ساعت : ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ
نویسنده : اصغر صفاری
نظرات

 

افسوس که ایام خوش از خانه به در رفت *

وقتی که پدر رفت*افسوس پدر رفت*(صفاری)

 


:: برچسب‌ها: اخبار روستای ارشت, تسلیت